ابو طالب حسينى تربتى
14
تزوكات تيمورى ( فارسى )
و هر كنكاشي كه سپاه را دو دل مى ساخت از استماع آن احتراز ميكردم و هر صاحب كنكاش كه مضطربانه كنكاش ميكفت آن را كوش ميكردم و مردي كه عاقلانه و مردانه سخن ميكرد آن را ميشنيدم و كنكاش از همه كس ميپرسيدم ليكن خير و شر هر سخن را ملاحظه مينمودم و طرف صلاح و صواب آن را اختيار ميكردم چنانچه در وقتي كه تغلقتيمور خان نبيره چنكيز خان بعزم تسخير ماور النهر از آب خجند كذشت ويرليغ طلب بنام من و امير حاجي برلاس و امير بايزيد جلاير صادر ساخت و ايشان از من كنكاش خواستند كه با اهل والوس خود بجانب خراسان برويم يا رفته تغلقتيمور خان را بهبينم من بايشان كنكاش كفتم كه در ديدن تغلقتيمور خان دو نفع است و يك ضرر و در رفتن خراسان دو ضرر